یه زنم نداریم !

با لبخند خارج شوید !

یادتون هست میومدیم اینجا میگفتیم یه زنم نداریم؟؟؟ الان اومدم بگم که یه زن دارم دوسش دارم :دی ی ی

شاید در آینده یه وبلاگ ساختم به اسم یه زن دارم! و از روزهای متاهلی گفتم :دی

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:35 توسط مستر نیمــــا|

یه زنم نداریم بعد از یه زندگی عاشقونه در کنار هم وقتی پیر شدیم و جوونترا ازمون پرسیدن راز این عشق طولانی و موندگاریش چیه؟ بگیم " گذشت، گذشت و گذشت در زندگی"

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 16:29 توسط مستر نیمــــا

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست

                                                           به صد دفتر نشاید گفت، شرح حال مشتاقی

از اسفند 90 و با 400 پست در خدمتتون بودیم، با پست های شاد، معمولی، خنده دار، با پند و اندرز، نکته های

کوچیک و بزرگ و خواسته هایی که ممکنه هر مردی تو زندگی داشته باشه.یکی از عواملی که باعث شد این

چند وقت نوشتن ادامه داشته باشه کامنت های دلگرم کننده شما بود .امیدوارم این وبلاگ و پست هاش به درد

خانم های جوان بخوره و کمکی بکنه تا با روحیات مردهای ایرانی کمی آشنا بشن.آرشیو وبلاگ برای همیشه

میمونه  .آرزو میکنیم که همه بتونن همسر رویاهاشونو پیدا کنن و طعم خوشبختی رو بچشنن.

در پایان یه پند از مستر نیما هم بشنوید: شاد باشین و شاد زندگی کنید و به عزیزانتون نشون بدید و یهشون

بگید که دوستشون دارید، که زندگی دو روزه. دیروز که گذشت و امروز. امروزتون رو دریابید که شاید فردایی در

کار نباشه

                                                                                              هَو فان

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 16:29 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم با ضرب نفسهاش مشق عشق تمرین کنیم!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 0:36 توسط مهدی دورتموند

یه زنم نداریم!وقتی از ناملایمات و پستی بلندی های زندگی خسته شد،وقتی به تیر قهر ما را از خود راند،فی البداهه غزلی بسازیم بدین شرح:


[[پستــــــو]]
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۳ساعت 2:33 توسط مهدی دورتموند

یه زنم نداریم چراغ خونمون باشه!

نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۳ساعت 18:53 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم که هم دلمون بخوادش هم عقلمون، عین بچه آدم این دوتا با هم کنار بیان و بگن همین خودشه!!

میشه یعنی؟

نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ساعت 16:31 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم هر وقت اومد دم دفترمون منشیمون ده دقیقه منتظر نگهش داره بعد بذاره بیاد داخل:دی 

بله بعضی وقتها هم آدم باید واسه زنش طاقچه بالا بذاره تا بیشتر قدر شوهرشو بدونه

نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 16:52 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم خوش اخلاق و خوش خنده باشه. هر وقتی ما عصبانی بودیم با خوش اخلاقی و صبوریش ما رو هم آروم و خوش اخلاق کنه

نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 18:52 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم!


[[پستــــــو]]
نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 14:10 توسط مهدی دورتموند

یه زنم نداریم ! من باب فوضولی سری به دفاتر خاطراتش بزنیم و از روی حرص و ولع تند تند بخوانیم و در زوایا و خفایای ذهن قلیانش کنیم تا برسیم به این شعر که میفرماید:


[[پستــــــو]]
نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 13:15 توسط مهدی دورتموند

یه زنم نداریم ازش پسردار بشیم و پسرمون بزرگ بشه و ازمون طلب زن بکنه!آنوقت:


[[پستــــــو]]
نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۳ساعت 1:59 توسط مهدی دورتموند

یه زنم نداریم که تحت این شرایط بگیریمش :))

(به پستو مراجعه فرمایید! جنبه شوخی هم داشته باشید)


[[پستــــــو]]
نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ساعت 11:49 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم دوران نامزدی اینقدر تو کافی شاپ و رستورانا تاب خورده باشیم که دیگه همه بشناسنمون. هر جا رفتیم بگیم همون همیشگی :دی

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۳ساعت 20:15 توسط مستر نیمــــا

یه زنم نداریم یه دختر خوشگل برامون بیاره! در اصل یه رقیب عشقی واسه خودش بیاره :دی

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ساعت 11:53 توسط مستر نیمــــا